احساس گریزی

احساس گریزی

 

چرخ احساسات ترجمه از  The feeling wheel  

 

نمیدونم کدوم راه رو انتخاب کنم!
نمیدونم الان چی میخوام!

احتمالا شما هم توی جلسات کوچینگ این جمله هارو شنیدید. “ندونستن ها”، “سر دوراهی قرار گرفتن برای تصمیمات” کاری و زندگی“ و "گم شدن در دریای تردید ها”...
افراد توانمندی که دوست دارند پیشرفت کنند اما اسیر سردرگمی شده اند، یا  نمی توانند آنچه را که واقعا می خواهند درک کنند.

یکی از دلایل احتمالی این چالش و سایر چالش ها در کار و زندگی مرتبط با آگاهی پایین نسبت به احساسات و مسئله ای به نام فرار از احساسات emotional escapism  است. احساسات رکن مهمی در زندگی شخصی و حرفه ای و تصمیمات افراد بازی میکند.

آگاهی و کاوش کردن احساسات حتی در صلاحیت های کوچینگ ICF نیز اهمیت بالایی دارد و کوچی که آگاهی احساسی بالایی دارد میتواند تاثیر زیادی را نیز در جلسات خود نشان دهد.

 

به عنوان کوچ چه قدر با احساساتتان در ارتباط هستید؟

 

این مقاله به موضوع قطع ارتباط با احساسات، نشانه های آن و علام و نتایج و راهبردهای مدیریت آن می پردازد. علائم زیر نشانگر قطع ارتباط با احساسات است.


 1. مشکل در شناسایی احساسات
همین الان چه احساسی دارین ؟ 
وقتی برای پاسخ به این سوال از اصطلاحات کلی مانند "خوب" یا "بد" استفاده کنید و نتونید پاسخ های دقیق تری بدین، احتمالا با شناسایی احساسات چالش دارید. آرامش، شادی، شور و شوق، استرس، غم، ترس، خشم و ...با یکدیگر متفاوتند و هر کدام معنا ومفهوم متفاوتی در عمق خود دارند. 

 

2. علائم فیزیکی بدون علت ظاهری
قطع ارتباط عاطفی می تواند به صورت فیزیکی از طریق علائمی مانند دردهای بی دلیل، سردرد، مشکلات معده یا خستگی بدون دلیل پزشکی مشخص خود را نشان دهند که این موارد میتواند به دلیل سرکوب احساساتتان (بی توجهی به احساسات- سرکوب- نادیده گرفتن- انکار و...) باشد که باعث میشود بدن از این طریق تلاش کند استرس های عاطفی نادیده گرفته شده را به شما نشان دهد، زیرا احساسات به زور از بین نمیروند.

 

3. اجتناب از موقعیت های عاطفی
اگر دائما از موقعیت‌هایی که ممکنه احساسات قوی را در شما ایجاد کنه، مثل گفتگوهای صمیمی، فیلم‌هایی احساسی یا حتی گردهمایی‌های اجتماعی، اجتناب می کنید،احتمالا از ارتباط با احساسات خود دوری میکنید.

 

4. همدلی پایین
مشکل در درک احساسات دیگران می تواند نشانه ای از عدم ارتباط  با احساسات خودتانباشد که درک احساسات دیگران را نیز برایتان سخت میکند.

 

5. اتکای بیش از حد به منطق
همه ی ما میدونیم که تفکر تحلیلی ارزشمند هست، اما افرادی که صرفاً روی منطق تکیه می کنند و احساساتشون رو کاملاً نادیده می گیرند، احتمالا از مواجه شدن با احساساتشون اجتناب میکنند.  یکی از مثال های آن، اتکای بیش از حد به منطق در غالب تصمیم گیری های زندگیست که فرد هیچ  توجهی به احساسات برای تصمیم گیری نمیکند.


6. فرار
تا حالا شده بعد از دعوا کردن و اعصاب خوردی، ساعت ها فیلم ببینید؟ انجام افراطی کارها، مثل تماشای بیش از حد فیلم، بیش از حد کار کردن، پرخوری/کم خوری و سایر رفتارها که باعث حواس پرتی از احساسات میشود می تواند راهی برای بی حس کردن یا فرار از احساسات ناخوشایند باشد.

 

7. بی تفاوتی یا بی حسی
برام مهم نیست..برای من که فرقی نداره...

بی‌حسی یا بی‌تفاوتی نسبت به اتفاقات مختلف زندگی، حتی آن‌هایی که معمولاً واکنش عاطفی قوی را ایجاد میکنه، میتواند نشانگر قطع ارتباط با احساسات باشد.

 

8. مشکل در حفظ روابط نزدیک
چالش برای ایجاد یا حفظ کردن روابط صمیمانه می تواند ناشی از ناتوانی در برقراری ارتباط عاطفی، هم با خود و هم با دیگران باشد.

 

احساسات تاثیر زیادی بر آگاهی ما دارند. تلاش برای اجتناب و مواجه نشدن با احساسات یکی از کارهای پرتکرار هست که به شکل های مختلف انجام میشه و ضررهای کوتاه مدت و بلند مدت زیادی داره چون سد ارتباط فرد با خودش میشه.

 

عواقب اجتناب از احساسات:


کاهش آگاهی عاطفی:

اجتناب مداوم از احساسات می تواند منجر به کاهش توانایی تشخیص احساسات شود که مانع خودشناسی، ارتباط عمیق با خود و حتی زندگی عمیق میشود.

 

مشکلات روابط:

به دلیل قطع ارتباط با احساسات، نمیتوان صمیمیت و روابط عمیق با کیفیت را تجربه کرد.

 

مسائل مربوط به سلامت روان:

سرکوب مداوم احساسات با افزایش خطر اضطراب، افسردگی و اختلالات مرتبط با استرس مرتبط است.

 

مشکلات سلامت جسمانی:

بدن می تواند استرس را از طریق بیماری های مختلف از جمله سردرد، خستگی، مشکلات گوارشی و دردهای مزمن نشان دهد.

 

روش های رایج اجتناب و سرکوب احساسات در زندگی روزمره:


افراد راهبردهای مختلفی را در زندگی روزمره به کار می گیرند تا از رویارویی یا ابراز احساسات خود، اجتناب کنند. برخی از این استراتژی ها عبارتند از:

 

 

حواس پرتی:

کارهای مختلفی از جمله؛ مشغول شدن به کار، مشغول شدن به انواع سرگرمی ها مثل  ساعات طولانی دیدن فیلم، چک کردن مداوم موبایل، فضای مجازی و تنها نماندن برای گریز از احساسات است. توجه کنید که انجام کارهای بالا به طور صد در صد نشانگر اجتناب احساسی نیست، بلکه میتواند نشانگر آن باشد. لطفاً در هنگام خواندن مقاله مراقب خطای فکری صفر و یک یا سیاه و سفید باشد.

 

enlightenedمقاله مرتبط: خطاهای مرسوم فکری

 

رفتارهای اعتیادی:

یکی از دلایل  رفتارهای اعتیاد آور برای بی حس کردن احساسات و فرار از واقعیت است.بطور مثال در کتاب ملت دوپامین، نویسنده ی کتاب؛ خانم آنا لمکی، خواندن رمان های فانتزی رمانتیک را به عنوان اعتیاد خود عنوان کرد.

 

کتاب پیشنهادی: ملت دوپامین نوشته ی آنا لمکی

 

منطقی سازی:

تمرکز افراطی بر توضیحات منطقی و منطقی ساختن تمام موقعیت ها برای اجتناب  از پرداختن به جنبه های عاطفیست.

 

فرافکنی:

نسبت دادن احساسات یا ویژگی های خود به شخص دیگری برای جلوگیری از مواجهه با آن احساسات در درون خود است. بطور مثال وقتی دائما احساس حسادت را در افراد مختلف و موقعیت های مختلف حس میکنید، و این اتفاق به میزان زیادی برایتان تکرار میشود، احتمال این فرافکنی وجود دارد. 

 

توجه کنید که این موارد برای آگاهی اولیه ماست و نمیتوان از آن ها برای قضاوت درباره ی دیگران استفاده کرد. بنابراین از تجویز کردن و نظر  دادن درباره اینکه دیگران فرافکنی میکنند یا اجتناب احساسی دارند یا هرگونه قضاوت دیگری خودداری کنید، چون اسیر خطاهای فکری مثل ذهن خوانی و ساده سازی می شوید.

 

انکار:

امتناع از تصدیق وجود برخی احساسات و پذیرفتن موقعیت های ناخوشایند است. بسیاری از اوقات انکار کردن توسط افراد جهت اجتناب از درد  واقعیت استفاده میشود.

 

mail کتاب پیشنهادی مرتبط با این زمینه: کتاب دروغ هایی که به خود می گوییم.

 

طنز یا طعنه:

استفاده از طنز یا طعنه برای منحرف کردن گفتگوهای جدی و پنهان کردن احساسات واقعی.

 

پرخوری یا کم‌خوری:

روی آوردن به غذا به عنوان راهی برای فرار کردن از احساسات است. پرخوری برای راحتی و تسکین است و کم‌خوری برای اعمال کنترل به ویژه زمان های که احساس کنترل کمی بر اوضاع داریم و از این طریق برای افزایش حس کنترل و اجتناب از احساسات  مثل اضطراب و درماندگی استفاده میکنیم.

 

اجتناب فیزیکی:

اجتناب از مکان‌ها، افراد یا فعالیت‌هایی که ممکن است باعث ایجاد احساسات ناخواسته شوند.

 

انزوای عاطفی:

کناره گیری از روابط یا تعاملات عاطفی برای جلوگیری از آسیب پذیری.


دلایل قطع ارتباط با احساسات چیست؟


قطع ارتباط با احساسات و عدم درک احساسات دلایل مختلفی دارد که در ادامه به چند مورد اشاره میشود.


1. عدم آموزش عاطفی
بسیاری از بزرگسالان هرگز در زمینه هوش هیجانی، از جمله نحوه تشخیص احساسات، درک و مدیریت احساسات خود، آموزش ندیده اند.

 

2. هنجارهای اجتماعی و فرهنگی
انتظارات فرهنگی و اجتماعی می تواند به طور قابل توجهی بر ابراز و شناخت عاطفی تأثیر بگذارد. در بسیاری از فرهنگ ها، بیان برخی از احساسات جلوه ی بدی دارد ( مانند برچسب های لوس، ضعیف، خجالت آور)، که افراد را به سرکوب یا نادیده گرفتن احساسشان تشویق میکند و مانع درک عاطفی می شود.

3. ترس از آسیب پذیری
درک و ابراز احساسات اغلب مستلزم آسیب‌پذیری است، که ممکن است بسیاری از بزرگسالان آن را بد یا خطرناک بدانند و از آن اجتناب کنند. (کمال گرایی نوعی ماسک برای پوشاندن آسیب پذیریست).

 

مقاله مرتبط:شجاعت آسیب پذیری

 

4. ضعیف دیدن احساس
تاکید شدید بر تفکر منطقی و کاهش ارزش هوش هیجانی در بسیاری از محیط‌ های آموزشی و حرفه‌ای می‌تواند افراد را به نادیده گرفتن رفاه و درک عاطفی خود مجبور کند، چون احساس را نشانگر ضعف و نقص میداند.

 

5. مسائل مربوط به سلامت روان
برخی از شرایط سلامت روان، مانند افسردگی یا اختلالات اضطرابی، می‌توانند نحوه تجربه و پردازش احساسات را تغییر دهند و درک احساسات خود را برای افراد سخت‌تر کنند.

 

6. سبک زندگی پرمشغله
سرعت سریع زندگی مدرن و بمباران مداوم اطلاعات می تواند زمان کمی برای درون نگری و پردازش عاطفی باقی بگذارد و منجر به درک سطحی از وضعیت عاطفی شود.

 

7. بازتاب ندادن به خود
بدون بازتاب دهی منظم و تفکر و تامل ایجاد درک عمیق از احساسات خود چالش برانگیز است. 

 

 

استراتژی هایی برای بهبود درک عاطفی

چرخ احساسات: میتوانید عکس چرخ احساسات را پرینت بگیرید، یا برای خواندن نسخه ی انگلیسی  روی این متن کلیک کنید. سپس برای شناسایی احساسات خود ابتدا از احساسات مرکز چرخ که راحت تر است شروع کنید بطور مثال ابتدا احساس غم است و سپس در دسته ی احساس غم عمیق تر میشوید و به سمت احساسات بعدی می روید. پس از شناسایی احساس دقیق خود، سعی کنید نسبت به احساس پذیرا باشید، به این معنی، که اجازه دهید احساس بدون سرکوب/فشار و یا نادیده گرفته شدن، خود را به شما نشان دهد و هر زمان که خودش خواست، ناپدید شود. همچنین میتوانید بررسی کنید که،

بیشتر در چه موقعیت هایی چنین احساسی را تجربه میکنید؟

چه افکار و سرنخ هایی باعث این احساس میشود؟

 در آن زمان چه نوع گفت و گوی ذهنی با خود دارید؟

چه رفتاری را معمولا انجام میدهید؟

بازتاب دهی به خود به فهم عمیق تر شما کمک بسیار زیادی میکند. (توجه کنید که در صورت چالش های جدی تر، فقط با کمک متخصصین در این باره اقدام کنید و بدون مشورت با روان شناس یا سایر حوزه های حرفه ای مرتبط اقدام جدیدی انجام ندهید).

 

سواد عاطفی: افزایش دایره لغوی احساسات و یادگیری در مورد آن ها و نحوه ی مدیریتشان، می تواند درک عاطفی را به طور قابل توجهی بهبود بخشد.

 

ذهن آگاهی و مدیتیشن:تمرین هایی که آگاهی لحظه حال را افزایش می دهند می توانند به افراد کمک کنند تا با تجربیات عاطفی خود هماهنگ شوند.

 

درمان و کمک حرفه ای:  دریافت حمایت حرفه‌ای  در کاوش و درک احساسات، به‌ویژه هنگام برخورد با آسیب‌های گذشته یا مسائل مربوط به سلامت روان، بسیار مهم است.

 

ایجاد روابط حمایتی:  پرورش روابطی که در آن، برای ابراز عاطفی، تشویق و ارزش قائل می شود، می تواند فضای امنی برای کشف احساسات فرد فراهم کند.

 

ژورنالینگ احساسات: نوشتن در مورد افکار و احساسات خود می تواند درک و پردازش عاطفی عمیق تر را تسهیل کند.

 

برخی از سولات برای کوچینگ و بازتاب دهی به خود:

می‌تونی  احساسات رو توصیف کنی؟
امروز، بیشتر چه احساسی را تجربه کردی؟
زمانی که به [وضعیت خاص] فکر می‌کنی، چه احساساتی در تو ایجاد می‌شود؟
چه حس جسمانی یا نشانه‌ای همراه با احساساتت وجود دارد؟
آیا تجربه احساسات مشابهی را در گذشته داشته‌اید؟ اگر بله، در چه زمینه‌ای بوده است؟
چه الگوی تکراری در واکنش‌های احساسی تو به محرک‌ها یا اتفاقات خاص وجود دارد؟
چگونه معمولاً احساسات خود را بیان یا مدیریت می‌کنید؟
 

سخن پایانی:

درک احساسات فرآیند پیچیده ای است که تحت تأثیر عوامل مختلف قرار می گیرد. با پرداختن به این چالش‌ها و مشارکت فعالانه در شیوه‌هایی که آگاهی عاطفی را ارتقا می‌دهند، میتوانید درک غنی‌تر و ظریف‌تری از احساسات خود کسب کنید و کیفیت زندگیتان را به طور چشمگیری ارتقا دهد.

 

بنظر شما اجتناب احساسی فقط از احساسات ناخوشایند مثل خشم و ترس است؟ یا اجتناب از احساسات خوشایند مانند شادی، موفقیت و غیره نیز رخ میدهد؟

 

 


تگ هااحساس
اشتراک گذاری مقاله در
نظرات (0)

    در این قسمت نظر خود را با ما در اشتراک بگذارید