params['site_title'] ?>
قدرت مدیریت احساسات، میانبر زندگی شاد و اثرگذار

قدرت مدیریت احساسات، میانبر زندگی شاد و اثرگذار

شاید هوشمندانه‌تر باشد که از این به بعد، به‌جای برچسب‌های بد و خوب ( ذهنیت قضاوت کننده و تفکرهای قالبی) و یا انتخاب ترجیحی احساسات ( انکار کردن احساسات واقعی) به دنبال لمس، پذیرش و سپس تفکر در مورد چرایی احساسات خود باشیم.

همه ما حداقل یک‌بار جمله ((من به دنبال داشتن احساسات خوب هستم))  را شنیده‌ایم. طبق این جمله، احساسات به دو دسته خوب و بد دسته‌بندی می‌شوند. احساسات خوب مثل شادی، شجاعت، آرامش، اطمینان و احساسات بد مانند غم، خشم، ترس، استرس هستند. اکثر ما نیز به دنبال فرار از احساسات دسته دوم و به دست آوردن یک زندگی غنی سرشار از احساسات مثبت هستیم. درحالی‌که، تحقیقات نشان داده است که مسیر شادمانی و آرامش در پذیرش تمامی احساسات انسانی است. زیرا احساسات انسان سر نخ  اطلاعاتی، نیازهای عمیق و خودآگاهی‌ها اوست. انعطاف‌پذیری در برابر احساست موجب  رشد و بلوغ فکری و مرتبه‌ی انسانی است.

شما بزرگ‌ترین دلیل در عقب نگه‌داشتن خودتان هستید و به‌طور خاص‌تر، زمانی که  احساسات واقعی خود را نشناسید و آن را نپذیرید، در باتلاق احساسات می‌افتید که به‌طور چشمگیری، مانع از جلو رفتنتان در مسیر زندگی غنی است.

انعطاف‌ناپذیری، عدم پذیرش و شناخت احساسات، بزرگ‌ترین مانع شما دررسیدن به پتانسیل کامل وجودی‌تان است.

احساسات ما اطلاعات شناختی ما هستند.

بنابراین شاید هوشمندانه‌تر باشدکه از این به بعد، به‌جای برچسب‌های بد و خوب ( ذهنیت قضاوت کننده و تفکرهای قالبی) و یا انتخاب ترجیحی احساسات ( انکار کردن احساسات واقعی) به دنبال لمس، پذیرش و سپس تفکر در مورد چرایی احساسات خود باشیم. انسان‌ها داستان‌های زندگی خود را باهدف دسته‌بندی کردن تجربیاتشان، در ذهن خود می‌نویسند. در حقیقت ذهن انسان یک ((دستگاه ساخت معنی )) است. و مشکل اصلی همین‌جاست. برداشت ذهنی ما با واقعیات بیرونی یکسان نیست.( جملات  راوی غیرحقیقی ذهنی ما، نظیر من دوست‌داشتنی نیستم که متفاوت از واقعیات بیرونی است و منجر به رفتارهای خودکار وار و غیرمفید می‌شود.)

شناخت دقیق احساسات اصلی کاری زمان‌بر است . به‌طور مثال گاهی گریه می‌کنیم به دلیل اینکه ناراحتیم ولی در بعضی افراد ، حقیقت واقعی گریه کردن، احساس خشم زیاد و مکانیزم دفاعی اوست.

توصیه: شاید نوشتن کامل احساسات و افکارمان در دفتری مخصوص و مرور آن‌ها، به‌تدریج کمک به شناخت، پذیرش و سپس ارائه راه‌حل برای آن( از طریق آگاهی و رفع نیازهای عمیق روانی ما) کند.

 

ذهن ما جهان خود را ایجاد می‌کند اما، ما نمی‌توانیم مشکلات را تنها با تأییدها و تفکرهای مثبت حل کنیم.

 

یک راه‌حل احتمالی: شناخت باتلاق احساسات

تفکر عاطفی+ مشت احساسی

 فرار از احساسات تنها موجب گیر افتادن ما در باتلاق  احساسی و رفتارهای دفاعی غیرمفید می‌شود که این امر موجب ایجاد سیاه‌چاله‌های زمانی می‌گردد.

 به‌بیان‌دیگر عدم انعطاف‌پذیری در برابر احساسات، موجب ایجاد یک سیکل خورنده زمانی در زندگی فرد می‌شود. به این دلیل که وقت و انرژی روزانه ما تحت کنترل احساساتی نظیر ترس، استرس، خشم و غیره شده که درنتیجه ، باعث صرف یک زمان ‌برای تلاش غیرهوشمندانه جهت فرار از این قبیل احساسات می‌گردد. این مشکل از سوی دیگر، موجب کاهش انرژی و انگیزه و کاهش بهره‌وری فرد ( کاهش زمان مفید )  شده که احتمالاً حاصلی جز افکار مخرب و درنتیجه احتمالی، بروز اهمال‌کاری و مثلث زحمت آن می‌شود . تمامی این موارد در  آینده به شکل سیکل وار تکرار شده و موجب ایجاد یک سیاه‌چاله زمانی در زندگی فرد  می‌شود.

همچنین نتیجه‌ی احساست کنترل نشده ما که منجر به بروز رفتارهای اتوماتیک وار، دفاعی و غیر مؤثر شده به‌نوبه خود منجر به کاهش  عملکرد مؤثر و دور شدن از زندگی غنی و  تکرار سیکل  احساس، افکار، بیان و رفتارهای غیر مؤثر در ما می‌شود و سیکل  روند گفت‌وگوهای ذهنی و مجدداً سیاه‌چاله‌های زمانی.

سؤال اصلی اینجاست که ما چه مقدار از زمان روزانه و نیز آینده‌ی خود را در سیاه‌چاله‌های زمانی ناشی از تأثیرات متقابل ( بی‌نظمی احساسی، افکار غیر مؤثر و رفتارهای غیر مؤثر) از دست می‌دهیم. درحالی‌که ، با کنترل و نظم احساسی  چه قدر زمان در امروز و آینده ما تولید خواهد شد؟

 شاید 24 ساعت زمانی بسیار کافی برای یک روز  باشد اگر نظم‌ احساسی را تحت مدیریت‌های زمانی  یاد بگیریم.

 

در موقعیت‌های مختلف گله‌مند نشو، کنجکاو شو.

یک توصیه: این بار، اگر در برابر موقعیت‌های یادگیرنده، نظیر زمانی که  با احساسات خشم ، ترس، غم و... روبه‌رو شدید. شاید بهتر باشد به‌جای انجام رفتارهای اتوماتیک وار، کنجکاو شوید و به دنبال چرایی احساس خود بروید. پرسش‌هایی نظیر چه چیزی از درون مرا رنج می‌دهد؟ از چه چیزهای می‌ترسم؟ بسیار کمک‌کننده است. زیرا اکثر اوقات دلایل رنج‌های ما (خشم، ترس، ناراحتی، استرس و...) نه‌تنها ربطی به موقعیت‌های بیرونی ( و یا گفت‌وگوهای بیرونی) ندارد، بلکه ریشه در خودآگاهی و عامل رشد ماست.  احترام و پذیرش رنج شاه‌راه رشد و رندگی غنی است.

 

منابع:

https://www.ted.com/talks/susan_david_the_gift_and_power_of_emotional_courage?language=en https://medium.com/@sarahcy/how-to-control-your-emotions-and-not-let-emotions-control-you-emotional-agility-by-susan-david-30e24bf61bea